فرمانده گردان ترابری لشکر 19 فجر( ردیف۱۰ قطعه۱۳ محمد رسول الله (ص) گلزار شهدای شهر مقدس شیراز)

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 59
:: کل نظرات : 40

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 11

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 3
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 78
:: بازدید ماه : 159
:: بازدید سال : 453
:: بازدید کلی : 453
نویسنده : shahidmosavi
سه‌شنبه 11 خرداد 1395

پنجشنبه ها را دوست دارم ...

 

همچنین شلوغی و همهمه ی فضای گلزار را...

 

 

پیكر این سردارخستگی ناپذیر بعد از زیارت در حرم حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع) بر روی دست همرزمان و مردم شهید پرور و انبوه علاقمندانش، با شکوه خاصی تشیع و در قطعه 13 گلزار شهدای شهر مقدّس شیراز،فاز 2 محمّد رسول الله (ص) رديف دهم پشت ساختمان آشپزخانه حسینیه دارارحمه در جوار سایر همرزمان شهیدش به خاک سپرده شد. اکنون با گذشت سال ها از شهادت این فرمانده خستگی ناپذیر و دلاور تربت پاک و مطهرش بدليل کرامات متعددی که از او دیده اند یا مي بينند زیارتگاه خیل عاشقان اهل بیت (ع) و خصوصاً ارادتمندان آقا علی ابن موسی الرضا (ع) می باشد که از همین رو به سردار شهید امام رضایی معروف شده است.

 

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
خراسانی ساکن تهران در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
"سید عزیز"

کشورمان سخت به دعای شما نیازمندست ....

هنوز هم هستن مردانی که همانند؛ مولایم غیرتمندند و جهاد می کنند..

دعا کن برایمان..

برای رهبرم...

غصه هایش این روزها دوچندان است..

نمیدانی چه آتشی در سینه دارم..

تمام بغضهایم را برای نابودی اهرمن گذاشته ام

مشتهایم را برای کوبیدن بر دهانشان ، آماده کرده ام..

خواب شب را بر شما حرام میکنیم ای گرگ صفتان صهیونیسم .

قدمهایم را برای پیروزی سپاه اسلام استوار میکنم..

دلم را صبور کرده تا شهادت عزیزانم را با افتخار تحمل کنم..

هر ثانیه آرزوی "مرد" بودن دارم ..

ولی انگار مصلحت چیز دیگریست

باید همسری باشم مقاوم، تا استقامت کنم بر جهاد همسرم

و فرزندانی تربیت کنم سربازو لبیک گو

عباس هایم را راهی میدان کنم

تا قربانی قدم های راه صاحب الزمانم شوند ..

سرهایشان را پیشکش می کنم

همچون مادر وهب...

حال که تقدیرم اینگونه رقم خورده محکم می ایستم و

باتمام وجود میگویم؛

به ابی انت و امی و مالی و نفسی و ولدی...

بگذارید دیگران بگویند ادعاست...

اما به قول رهبر زیبا کلامم

هر کس نمی تواند چنین ادعایی کند..

من دختری شیعیی و ایرانیم..

که به تمام ادعاهایم جامع عمل میپوشانم..

رهبرم؛

خیالت راحت، تنها نیستی..

ما زنان پاک ایران زمین زینب وار استقامت میکنیم ؛

تا جاده برای ظهور مهدی فاطمه هموار گردد..

"سید کوچک"

شهید عزیز

دعایت را بدرقه ی راهمان گردان..

من دختر فاطمه ( ص ) ام

حقا که " سید علی " ولی ماست خراسانی اسفند 94


[Comment_Avator]
خراسانی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
"سید کوچک"

شهید بزرگوار

امشب دلم سخت گرفته..

دلم حرم میخواهد؛

از آن حرمهایی که مادرم میزبانی میکند و روضه خوان خود مادر است...

شبهای جمعه حرم سید الکریم و دعای کمیل..

دلم عجیب می گیرد..

تمام غصه ها یکباره بسویم پر میکشند؛

غم کربلا و اسارت عمه ام زینب

غم مولا و درد دلش با چاه

غم شهادت محسن و سینه مادر

غم هجران و سرگشتگی مهدی

غم رهبرو سوز جان سوزش.. خراسانی بهمن 94


[Comment_Avator]
خراسانی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
شرط ورود به حریم "سید"دو چیز است؛ابتدا وضو و بعد ذکر مادرش زهرا..

وارد گلزار که شدید عکس سید را که دیدید,دست بر سینه گذارید وعرض ادب کنید بحضرت صاحب الزمان

پدرش باید اجازه ی اذن دخول دهد..



إن شاالله زیارتتان مقبول حق قرار گیرد.



برای منم دعا کنید..التماس دعای شهادت

[Comment_Avator]
خراسانی ساکن تهران در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
امشب شب میلاد امام مهدی ست

پدر عزیزم میلادتان مبارک

جهان به یمن قدوم مبارکتان روشن می شود امشب

وخداوند هدیه میدهد به جهانیان مهدی فاطمه را..

مهدی جان

مهربانم

دیدار رویتان آرزوی شیعیان مولا علی ست

مولا جان به رسم لیاقت دعوتم کردی در حریمت

شکر خداکه محبتت در وجودم شعله ور است

وازغم دوریت، اشک چشمانم، گرم کرده گونه هایم را...

مولا چیزی ندارم که فدای شما کنم جز جان ناقابلم... من برای آمدمت آنرا قربانی می کنم.

دارایی ام را صرف راه نگاهت می کنم مهدی جان...

تمام سعی خودرا می کنم تا پاک بمانم تاراه ظهور شما هموار گردد..

تمام وسع من ادب است در محضر شما...

تمام وجود من پرشده از مهر علی و فاطمه و فرزندانش

شکر خدا که شیعه مولا علی هستم

سید کوچک شهید بزرگوار

تبریک آقاپسر حضرت زهرا

در محضر مادر که مشرف شدید سلام من را برسانید و به مادر بگویید دخترت بیتاب شماست

و دیدن کربلای حسینت آرزویش ...

به مادر بگوید که ما همه تحبس دعا شده ایم خودتان برای آمدن مهدی دعا کنید

که دعای مادر درحق فرزند اجابت است...

سید عزیزپسر مادر، دعایم کن که بیشتر از همیشه محتاج دعایت هستم...

بـی خـُود دِلـَـم خـُوشْ اَسـت بـِه اَشـعارِ اِنتِـظار

این شِعـر ها بـَرایِ مَـن «آقـــــا» نِمـی شَـوَد...

شب نیمه شعبان 1395

[Comment_Avator]
خراسانی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
و تو ای شهید

خوشا به اقبالت که پروانه شدنت در شب قدر امضا شد ...

باز هم شهدا ، پا در میانی کردند ...

و آنشبی که تقدیرمان بدست صاحب اختیارمان مهدی فاطمه میرسد ...

شهادتت امضاء شد ...

کاش شهادت منم در این شب بدست پدرم امضاء شود ...

تو خودت خوب میدانی که من خادم شما شهدا هستم ...

پس حتم دارم به پادرمیانی من هم میایی ...

خسته ام ...

نه راهی به مشهد دارم ، نه کربلا ، نه به حریمت ...

آرامم کن ...

دوباره دلتنگ دیدارتان هستم ، با همان لباس ، همان نگاه ، همان مهربانی ...

شب عجیبی بود ...

آمدن در خواب من ...

آری اتفاقی نیست ...

حتما خودت دعوتم کردی ...

و گرنه من که اهل میهمانی بدون دعوت نبودم ...

کرم شما شهدا میهمان کردن ما فقراست ...

مگر چه میشود که دعوت کنی مرا به حریمت ...

دعا کن برای من آقا ...

من که محتاجم ...

اشک هایم را ببین ...

خستگی از لا به لای قطره قطره اش پیداست ...

دلم خواب میخواهد ...

طولانی ، آرام ، اما با افتخار ...

روزها در گذرند و دلم خسته از این آمدن طولانی ...

من دختر فاطمه (س)ام

[Comment_Avator]
خراسانی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
هوالمحبوب



ای شهید(سید کوچک)

قلمم مدتهاست ک نمیداند با چه مدحی شروع کند ب سماع مستی روی برگه ها؟ از بی تابی شاپرک هایی دم بزند ک در ارزوی جان دادن برای مولای تو می سوزند یا از جاماندگی خویشتنم از قافله کسانی ک از تبار شقایق های پرپرند؟



اینجا من ایستاده ام ... میان سردرگمی ثانیه ها و تکرار آدمها ...دنیا و مافیها چه کوچک میشود در دیدگانم وقتی ب تماشای پروانه های بیخود شده از خویش حریم بهشتیت مینشینم و برایشان مینویسم و میبینم ک با اشاره ای از ملکوت گویی ک جان میدهند در بی تابی وصال یار





اینجا ایستاده ام...رو ب این حریم عرشی... تا کی شود ک غبارروی آستان قلب یارانت شوم و در بزم عاشقانه وارثانتان برای شهادت همراه شوم...

اللهم ارزقنا توفیق شهاده

[Comment_Avator]
خراسانی 17شهریور1395 در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :






شهید مهربانم





سالروز زمینی شدنت مبارک








اگر توفیق زیارتت را داشتم حتما برایت


بغل بغل نرگس شیراز می آوردم تمام مزارت را غرق در گلاب کاشان میکردم





همه ی گلزار را برایت آذین میبستم..





کام همه ی مردم شهر را شیرین میکردم





مژده امدنت را فریاد میزدم..تاهمگان بدانند که خدا نعمت را برشهر شیراز تمام کرد.. یس و الرحمن هدیه ات میکردم.. از دلتنگی هایم....نه... فقط از شادیهایم برایت زمزمه میکردم.. از زیارت علی بن موسی الرضا برایت میگفتم..





همان مسجد گوهرشاد.. حتم دارم کار خودت بود..





سردار امام رضا جانم





دلم یک بغل نگاهت را میخواد.. ما زمینی ها که وسعمان نمیرسد،بشما آسمانی ها هدیه دهیم بازهم "سید"خودت باید پادرمیانی کنی.. اینبارهم منتظر هدیه میلادت هستم.. سپاسگذارم از پروردگارم که همچون "تویی"بمن هدیه داد.. تمام عمر شکر گذارش هستم.. بیتاب دیدارت هستم... آه... بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست.. خواب غدیر را بیاد داری برادرم...وعده دیدار دادی.. غدیر دوباره از راه رسید.. مهربانم کمی طولانی نشد،انتظار دیدارت؟؟؟ دل تنگت هستم...محتاج دعاهایت مثل هربارکه غریب نوازی کردی.. راست گفتند مردم شهر سید مهمانواز است





مهربان شهیدم..دختر مادرت زهرا س را دریاب...


سردارشهید سیّدکوچک موسوی در17شهریورماه سال 1329 در خانواده ای از سادات روستای جعفر آباد بیضاء فارس دیده به جهان گشود.

















خراسانی 17شهریور95
















.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید