شهید مهربانم
سالروز زمینی شدنت مبارک
اگر توفیق زیارتت را داشتم حتما برایت
بغل بغل نرگس شیراز می آوردم تمام مزارت را غرق در گلاب کاشان میکردم
همه ی گلزار را برایت آذین میبستم..
کام همه ی مردم شهر را شیرین میکردم
مژده امدنت را فریاد میزدم..تاهمگان بدانند که خدا نعمت را برشهر شیراز تمام کرد.. یس و الرحمن هدیه ات میکردم.. از دلتنگی هایم....نه... فقط از شادیهایم برایت زمزمه میکردم.. از زیارت علی بن موسی الرضا برایت میگفتم..
همان مسجد گوهرشاد.. حتم دارم کار خودت بود..
سردار امام رضا جانم
دلم یک بغل نگاهت را میخواد.. ما زمینی ها که وسعمان نمیرسد،بشما آسمانی ها هدیه دهیم بازهم "سید"خودت باید پادرمیانی کنی.. اینبارهم منتظر هدیه میلادت هستم.. سپاسگذارم از پروردگارم که همچون "تویی"بمن هدیه داد.. تمام عمر شکر گذارش هستم.. بیتاب دیدارت هستم... آه... بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست.. خواب غدیر را بیاد داری برادرم...وعده دیدار دادی.. غدیر دوباره از راه رسید.. مهربانم کمی طولانی نشد،انتظار دیدارت؟؟؟ دل تنگت هستم...محتاج دعاهایت مثل هربارکه غریب نوازی کردی.. راست گفتند مردم شهر سید مهمانواز است
مهربان شهیدم..دختر مادرت زهرا س را دریاب...
سردارشهید سیّدکوچک موسوی در17شهریورماه سال 1329 در خانواده ای از سادات روستای جعفر آباد بیضاء فارس دیده به جهان گشود.
خراسانی 17شهریور95